تبليغاتX
ghaleb sib zamini اعترافات یک سیب زمینی

اعترافات یک سیب زمینی

من زنده ام به رنج ! به دردی که خودآگاهانه آویخته ام بدان !

 

 

برداشت اول :

خدايي كه در آستينم بزرگ مي شد با پيراهن تازه ام نساخت،

افتاد روي خاك،

من بي خدا نشدم...

خداي تازه اي در آستين پا گرفته است.         مريم هوله

 

پس داشت ( !!!) دوم :

 

خدايا :

من در كلبه ي فقيرانه خود ..

من در دنياي لعنتي خود چيزي ندارم  جز....

خشم...افسوس...حسرت...لعنت..!

و تو نيز نه تنها در كلبه ي خود...

که در قلب بنده ی خود نیز ...

 هيچ كوفتي نداري ...

هيچ چيز  ...

هیچ بي شرف!

 

 

 ۱ضافات و افاضات :

ت و : خیلی وقت بود اینجوری بهش نتوپیده بودم.

ت و ۲ : یه ضرب المثل هست طرفای خونه ی ما که می گه فحش بچه نمی دونم چی چیه ...

خدا به دل نمی گیره تو هم نگیر !

ت و ۳ : کلا حال می کنم که ...و اینا ...مشکلی داری....بدت اومد الان ؟دلت بحالم سوخت یا چی ...؟پس چی می گی؟

 

+نوشته شده در ساعت توسط سیب زمینی | |

 

 

" پس آنچه را كه مي خواهيد ديگران براي شما انجام دهند،

شما همان را براي آنها انجام دهيد...

اين است خلاصه تورات و انجيل و همه انبياء. "             عيسي مسيح

 

ت و :  براي اينكه تاريخ تا ابد دروغ باشد،كافي ست تا يكنفر حقايق را كتمان كند.

ت .و2: گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ي من   آنچه البته به جايي نرسيد فرياد است.

ت.و3: تغاري بشكند ماستي بريزد   جهان گردد به كام كاسه ليسان

ت.و 4: اين ديگه بستگي به دوگوله يا همون ضريب هوشي شوما دوستان عزيز داره كه ربط اين دوتا ضرب المثل  و با مفهوم اين پوست پيدا كنيد. به هيچكدام از دوستاني كه ربط اين موضوع و پيدا كنند هيچ جايزه اي تعلق نمي گيرد.

ت.و5: كلا ارادتمند شما سيب زميني !

 

+نوشته شده در ساعت توسط سیب زمینی | |